موفقیت در سایکوسنج

چگونه موفق شوم و اعتماد به نفس کسب کنم

چه طور می توانم موفق شوم(ویژگی افراد موفق)روانشناسان از دیرباز اعتقاد داشته اند افراد موفق دارای پارامترهای خاص روانشناختی بوده اند که آنها را به عنوان افراد موفق چه در کار و چه در تحصیل متمایز نموده است.

How to Align Your Career With Your Personal Definition of Success

موفقیت اتفاقی نیست و کسی به صورت اتفاقی موفق نبوده است پس به دنبال اتفاقی نو در زندگی خود نباشید یکی از مهترین موضوعات مطرح در موفقیت افراد اعتماد به نفس آنها یا عزت نفس شان است پس بهتر است با اعتماد به نفس بیشتر آشنا شوید(چه طور می توانم موفق شوم(ویژگی افراد موفق)

روانشناسان اعتقاد دارند عزت نفس یکی از نیازهای اساسی هر فرد است و نقش بسیار تعیین کننده ای در سلامت و پیشرفت هر فرد دارد. پژوهشگران حوزه موفقیت بیان می دارند که عزت نفس عبارت است از درجه ی ارزشمندی که شخص نسبت به خویشتن احساس می کند. منشأ پیدایش عزت نفس نگرش فرد نسبت به خویشتن می باشد و این نگرش نیز در سایه ی ارتباط فرد با دیگران به ویژه با افراد مهم زندگی اوست پس اولین گزینه مهم در عزت نفس افراد سطح ارتباطی آنها با سایر افراد است پس اولین نکته توجه به تجزیه و تحلیل سطح ارتباطی خودتان است ، سطح ارتباطی شما محدود به چه افرادی است آیا آنها موفق هستند یا بازنده پس امروز برای افزایش سطح موفقیت خود افراد موفق بیشتری را در سیستم ارتباطی خود جذب کنید تا هم عزت نفس خود را تقویت کنید و هم سعی کنید به موفقیت نزدیک شوید

این تنها نکته ای پنهان در مورد افراد موفق است آنها جذب افرادی می شوند که موفقیت های زیادی را کسب کرده و سعی بر همانند سازی واقعی با انها بوده اند شما با چه کسی همانند سازی کرده اید؟ نظر شما چیست؟؟؟

برای استفاده از امکانات سایت عضو سایت شوید و به آزمون های  آنلاین با دقت فراوان پاسخ دهید و سعی کنید سلامت  ذهن خود را ارتقاء بخشید

همیشه این نکته را مد نظر داشته باشید که موفقیت اتفاقی نیست و برای آن نیاز به برنامه ریزی منظمی وجود دارد

اصول مصاحبه بالینی بر مبنای DSM

سایکوسنج
مصاحبه بالینی
  • اصول مصاحبه بالینی خلاصه طرح بندی و شیوه درمانی اولین جزء مصاحبه ایجاد رابطه است
  • دارای شش مرحله می باشد: سعی کنید بیمار و خود را در شرایط راحت و آسوده ای قرار دهید.
  • رنج و ناراحتی بیمار را بیابید و نسبت به آن واکنش شفقت آمیزی نشان دهید.
  • بینش بیمار را ارزیابی کنید و سعی کنید همراه بیمارباشید. توانایی و کفایت خود را نشان دهید.
  • نقش هدایت کننده را در مصاحبه اعمال کنید.
  • در محیط درمانی نقشها را متعادل کنید.

برای شروع مصاحبه از یک محاوره ی ساده استفاده کنید.

ابتدا خود را معرفی کنید و از او نام و تلفظ خاص نام او را بپرسید.( اصول مصاحبه بالینی خلاصه طرح بندی و شیوه درمانی )

اولین هدف شما این است که اندکی بیمار را بشناسید و بتوانید رابطه برقرار کنید، نه اینکه فورا بیماری را تشخیص دهید.

سعی کنید با زبان بیمار با او صحبت کنید.

وجه بیمارگونه ی فرد را مجزا کنید

اهداف درمانی را مشخص کنید

  با توجه به سطح بینش بیمار، دو هدف عمده را مشخص کنید:

هدفی که با بیمار راجع به آن صحبت میکنید.

هدف درمانی که براساس ماهیت بیماری او مشخص می شود که به عنوان یک راز حرفه ای نزد خود نگه می دارید. 

دورنمایی از بیماری به دست دهید. معلومات و اطلاعات خود را نشان دهید.به شک و تردیدهای بیمار بپردازید.او را نسبت به آینده امیدوار کنید.

نقشهای مصاحبه گر

شنونده ی همدل

تخصص

اقتدار

سایکوسنج
مصاحبه انگیزشی

مصاحبه انگیزشی از عمل تا کاربرد

https://psychosanj.ir/

مصاحبه انگیزشی آموزش و راهکار ها( مصاحبه انگیزشی) سایکوسنج روشی برای افزایش انگیزش درونی برای تغییر از  طریق کشف و حل  دوگانگی عاطفی است. انسان ها به دلیل دودلی خود به مصرف مواد ادامه میدهند. برطرف کردن دودلی به نفع تغییر، جزئی اساسی از مصاحبه‌ انگیزشی است مصاحبه انگیزشی آموزش و راهکار ها( مصاحبه انگیزشی) سایکوسنج

مصاحبه انگیزشی یک شیوه درمانی برای تعامل با سؤمصرف کننده مواد است تا به آنها در حل مسائل مربوط به دودلی کمک کند درست است که مسئولیت تغییر بر عهده مراجع است ولی این مسئولیت از طریق یک شراکت درمانی با درمانگر تقسیم خواهد شد

دودلی: در مورد چیزی دو حس متفاوت داشتن.

برخی از مراجعان هرگز فرصتی برای بررسی آشفتیگی ها و تناقضها به ویژه عناصر شخصی تضادهای خود نداشتند.

به طور مثال< اگر دست از سیگار کشیدن بردارم، احساس بهتری پیدا می کنم اما ممکن است با افزایش وزن احساس بد و زننده ای در من ایجاد شود>


سایکوسنج

اصول مصاحبه انگیزشی

ابراز همدلی با مراجع ایجاد تضاد در مراجع

اجتناب از بحث و پرهیز از مواجهه مستقیم

دور زدن مقاومتحمایت خودکارآمدی مراجع

اظهارات خود انگیزشی

سایکوسنج

اصل 2:

ایجاد ناهماهنگی و مغایرت هدف های مهم مراجع را مشخص سازید در ذهن مراجع، ناهماهنگی و مغایرتی بین رفتار فعلی و اهداف او، ایجاد کرده و آن را تقویت کنید. عواقب، یا عواقب احتمالی رفتارهای فعلی مراجع را بررسی کنید.

سایکوسنج

اصل چهارم: حمایت از خودکارآمدی

باور به توانایی تغییر (خودکارآمدی)، انگیزه ساز مهمی است.

مراجع، مسئول انتخاب و اجرای تغییر فردی است.

امید داشتن به درمان را از این طریق ایجاد کردن

از فن سوالات استثنا یاب  استفاده می کنیم

سایکوسنج
آزمون بندر گشتالت

آزمون های روانشناسی، آزمون بندر گشتالت

آزمون های روانشناسی، آزمون بندر گشتالت این واقعیت که افراد از نظر استعداد، شخصیت، رفتار و توانمندی‌‌ها متفاوتند و این تفاوت‌‌ها را می‌توان مورد سنجش قرار داد، احتمالاً از ابتدای تاریخ مکتوب زندگی انسان مورد توجه بوده است، اما توجه جدی به این واقعیت از قرن 19 افزایش یافت. فرانسیس گالتون[1] (1883) از نخستین کسانی است که به مطالعه و اندازه‌گیری تفاوت‌های فردی پرداخت. گالتون عقیده داشت که بین توانایی ذهن (هوش) و تمیز حسی رابطه مثبت وجود دارد. او برای اندازه‌گیری قدرت تمیز حسی، آزمون‌های مختلفی را ابداع کرد و مدعی بود که با این آزمون‌ها می‌توان هوش و توانایی‌های ذهنی افراد را اندازه‌گیری کرد. جمیزمک کتل[2] روانشناس آمریکایی نیز مانند گالتون به اندازه‌گیری تفاوت‌های فردی علاقه زیادی داشت. او که به‌شدت از گالتون تأثیر پذیرفته بود، در سال 1980 برای نخستین بار اصطلاح آزمون روانی را وارد دانش روان‌سنجی کرد. (مارنات، ترجمه پاشا شریفی 1389)آزمون های روانشناسی، آزمون بندر گشتالت

در سال 1904 وزارت آموزش همگانی فرانسه کمیته‌ای را برای مطالعه در مورد توانایی‌های یادگیری کودکان عقب‌مانده ذهنی تشکیل داد. دکتر بنیه[3] و یک روانپزشک به نام تئودور سیمون[4] در این کمیته انواع تکالیف ذهنی را که کودکان در سنین مختلف می‌توانستند انجام دهند، بررسی کردند. آن‌ها بدین ترتیب نخستین آزمون هوشی را ساختند. در سال 1916 یک روانشناس آمریکایی به نام لویس. ام. ترمن[5] آزمون بنیه را به انگلیسی ترجمه کرد و به کمک دانشگاه استنفورد کالیفرنیا با کودکان امریکایی به کار برد و آن را استنفورد- بنیه نامید.ترمن برای اولین بار اصطلاح هوشبر درا در این آزمون به کار گرفت.

در سال 1938  مقاله «آزمون بصری- حرکتی گشتالت و کاربرد بالینی آن» در مجله سنجش روانپزشکی کودکان و نوجوانان منتشر شد. این مقاله آزمونی بود که توسط خانم دکتر بندرگشتالت[6] به منظور تعبیر و تفسیر رشدی و بالینی تهیه شد که البته پس از آن ‌هات (1950، 1960، 1977) روشی را ابداع کرد که این آزمون به صورت یک آزمون فرافکن درآمد. او با کمک تئوری تحلیل روانی به تعبیر و تفسیر آزمون پرداخت. (حسین لطف‌آبادی، 1369)

آزمون بندر – گشتالت، توسط لورتا بندردر سال 1938 برا‌ی ارزیابی سطح بالیدگی ادراکی – حرکتی کودکان طرح‌‌ریزی شد.آزمون بندر، علاوه بر کاربرد اصلی خود یعنی تشخیص آسیب مغزی، کاربرد‌های مهم دیگری هم دارد. در مورد جامعه کودکان، برای سنجش آمادگی کودکان برای ورود به دبستان، پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی، ‌تشخیص کودکان دچار اختلال خواندن و ناتوانی یادگیری، ارزشیابی مشکلات هیجانی، مطالعه نارسایی‌های رشدی و همچنین به عنوان یک آزمون هوشی غیرکلامی به‌کار بسته شده است(مارنات، ترجمه پاشا شریفی 1389). در مورد نوجوانان و بزرگسالان، آزمون بندر برای تشخیص آسیب مغزی و به عنوان یک آزمون فرافکن برای سنجش ویژگی‌های شخصیتی مفید شناخته شده است. آزمون بصری-ادراکی بندر-گشتالت شامل نه تصویر است که یکی پس از دیگری به شخص مورد مطالعه ارائه می شود تا او تصویر آنها را بر روی صفحه سفید کاغذ ترسیم کند. بندر با استفاده از تئوری روانشناسی بندر گشتالت معتقد بود که ادراک و بازسازی تصاویر گشتالت بوسیله اصول بیولوژیکی عمل حسی-حرکتی امکان پذیر می شود و بر حسب اینکه فرد از چه الگو و سطح رشدی برخوردار باشد و وضعیت پاتولوژیک عملکردی و یا وضعیت ارگانیک او چگونه باشد این تصاویر را ترسیم خواهد کرد..(پاشا شریفی، 1386)


[1]– Sir Francis Galton

[2]– Cattell

[3]-BINET

SIMON -[4]

TERMAN-[5]

Bender Gestalt-[6]

پیشگیری از آثار روانی دوران کرونا

کاهش و مدیریت تنش در بیماری کرونا

پیشگیری از آثار روانی دوران کرونا، چند وقتی از بیماری کرونا درکشور عزیزمان می گذرد و زندگی ما نیز دستخوش تغییراتی شده است که در روابط و کیفیت زندگیمان نیز اثرات آن را می توان بررسی نمود در این مقاله قصد بر این است که با جند تکنیک کوتاه کمی از استرس این بیماری در زندگی روزمره کاسته شود:

1- سعی کنید رنجش و نارضایتی های خود را به درخواست تبدیل کنید و درخواست های خود را با کمترین واژه ها، کوتاه و محترمانه بیان کنید.

برای مثال اگر همسرتان برای صرف شام دیر به منزل آمد شما می توانید:

الف) عصبانی شوید، داد و بیداد کنید و قهر کنید.

ب) یا اینکه رنجش خود را به درخواست تبدیل کنید و از او بخواهید اگر به هر علتی نتوانست سر موقع به منزل برسد تماس بگیرد و شما را از تاًخیر مطلع نماید.

2- عبور از قضاوت و حرکت به سوی کنجکاوی وقتی کسی با شما حرف می زند به جای اینکه در فکر تمام شدن حرف هایش باشید و در صدد پاسخگویی به او بر آیید بیشتر از او بخواهید برای شما توضیح دهد این امادگی شما سبب حس ارامش به طرف مقابلتان می شود و این احساس ارامش می تواند احساس شور و نشاط را در او افزایش دهد.

3- هرچه الان احساس می کنید بدانید که اشکالی ندارد که چنین احساسی داشته باشید. به خودتان فرصت دهید تا آنچه را که احساس می کنید توجه کرده و بیان کنید. این می تواند از طریق نوشتن ، صحبت با دیگران یا هدایت احساسات شما به چیزی خلاقانه باشد (مثلاً نقاشی ، فیلم ، شعر ، موسیقی). تمرین های مراقبه آگاهی ذهن می تواند به ما کمک کند که در میانه یک طوفان عاطفی باثبات باشیم. شما می توانید بیاموزید که چگونه شاهد باشید و اجازه دهید افکار و احساسات در زمان خودشان بیایند و پیش بروند ، بدون اینکه تحمل زیاد آنها شما را اذیت کند

در انتها باید فراموش نکنید رابطه سالم سیستم ایمنی بدن ما را تقویت می کند(پیشگیری از آثار روانی دوران کرونا)

Coronavirus: Which countries have confirmed cases? | News | Al Jazeera

ارتباط تیپ شخصیت D و بیماری قلبی

پزشکان، از زمانهای قدیم، نقش عوامل روانی را در بیماری های روانی-جسمی بررسی می کردند. از جمله بقراط و جالینوس، هر دو به مقوله ی تیپ شناسی نظر داشته و مزاج انسان را به 4 دسته ی بلغمی، صفراوی، دموی وسوداوی تقسیم کردند (آزاد، 1372). تلاش¬های روان¬شناسان در زمینه¬ی تیپ¬شناسی به شکل علمی با فعالیت¬های کرچمر و شلدون پیگیری شد. این دو دانشمند معتقد بودند که بین ویژگی¬های روانی و جسمی رابطه وجود دارد (کریمی، 1374). یکی از انواع تیپ های شخصیتی که در سال¬های اخیر، توجه زیادی را به خود جلب نموده است، تیپ شخصیتی D است (لیم و همکاران ، 2011). که در دهه¬ی گذشته تأثیر آن بر نتایج کلینیکی و روان¬شناختی گسترش یافته ¬است (ملز و دنولت ، 2010). تیپ شخصیتی D به¬عنوان یک تیپ شخصیتی آشفته تعریف می¬شود که شامل دو رویداد همزمان عاطفه¬ی منفی (تمایل به تجربه¬ی هیجان منفی) و بازداری اجتماعی (تمایل به بازداری از خودابرازی در تعاملات اجتماعی) است (دنولت، 1998، به نقل از لاندن ، 2008). افراد تیپ D که هیجان¬های خود را در تعاملات اجتماعی بازداری می¬کنند، ممکن است در ظاهر، ساکت و آرام به¬نظر برسند، اما هنگام قرارگرفتن در موقعیت¬های گروهی، احساس تنش و ناامنی می¬کنند. این افراد از وضعیت موجود شکایتی ندارند (دنولت، 2005). این تیپ شخصیتی، مستقل از عوامل دیگر، پیش¬بینی¬کننده¬ی معنی¬دار حوادث فلبی، مرگ قلبی، سرطان، علایم خستگی حیاتی و عاطفه¬ی افسرده¬وار و… می¬باشد (دنولت، 2000).

اختلال دلیریوم (اختلال هوشیاری همراه با کاهش تمرکز )

اختلال دلیریوم بایدها و نباید های این اختلال

اختلال دلیریوم (اختلال هوشیاری همراه با کاهش تمرکز) در راهنمای تشخیصی اختلالات روانپزشکی این گونه تعریف شده است:
اختلال هوشیاری همراه با کاهش تمرکز،حفظ یا تغییر توجه تغییر شناختی و یا بروز اختلال ادراک که دمانس تثبیت شده قبلی یا در حال تکوین توضیح بهتری برای آن نباشد.

علل بوجود آمدن دلیریوم:اختلال دلیریوم(اختلال هوشیاری همراه با کاهش تمرکز )

žسن بالای شصت سال

žآسیب یا بیماری مغزی

žسابقه جراحی قلب

žسوختگی شدید

žمسمومیت یا ترک مواد

žسندروم نقص ایمنی اکتسابی

žعوامل تسهیل کننده بیماری:

žاسترس های روانی اجتماعی

žمحرومیت از خواب

žمحرومیت حسی

žتحریک حسی بیش از حد

žعدم تحرک

وضعیت روانی در دلیریوم:

žحالت سردرگم داشته

žبی قرار در اطراف قدم می زند

žدر طول روز چرت بزندوخواب آلود بنظر برسد و در طول شب کاملا هشیار و بی قرار باشد

žیا اشیا نامرئی همچون حشرات روی پوست و یا جانوران کف اتاق را دستکاری می کند.

žممکن است با گوشه ی تاریکی از اتاق خویش گستاخانه سخن بگوید

درمان اصلی نشانه های دلریوم شامل استفاده از درمان های دارویی از جمله داروهای ضد روان پریشی، بنزودیازپین ها، و سایر داروهای آرامبخش می شود. بطور کلی بیماران به دوزهای روزانه داروهای ضدروان پریشی برابر با 0.5 تا 5 میلی گرم در روز هالوپریدول پاسخ مثبت می دهند. جهت اجتناب از عوارض جانبی اکستراپیرامیدال، درمانگران می بایست کمترین دوز موثر را بکار برند. داروهای آنتی کلینرژیک می توانند دلریوم را شدیدتر کنند. هنگام وجود دلریوم بیش فعال، می توان بنزودیازپین ها را همراه با داروهای ضد روان پریشی مصرف کرد. در اینگونه مواقع، بهتر است از بنزودیازپین های کوتاه اثراستفاده شود. بنزو دیازپین هایی که بصورت مکرر به تنهایی بکار برده می شوند منجر به واکنش های متناقضی در بیماران مبتلا به دلریوم و آسیب اساسی به سیستم عصبی مرکزی خواهند شد.

هالوپریدول داروی ضد روان پریشی است که احتمالا بیشترین استفاده را داشته و برای درمان دلریوم همراه با بی قراری در محیط بیمارستانی مطالعه شده است. اثرات آن بر فشار خون، فشار شریان ریوی، ضربان قلب، و تنفس ها ملایم تر از اثرات بنزودیازپین ها است و به همین دلیل گزینه مناسبی برای بیمارانی است که دچار اختلال در عملکرد قلبی تنفسی هستند. اگرچه هالوپریدول را می توان بصورت خوراکی یا تزریقی استفاده کرد، اما دلریوم حاد با بی قراری مفرط با تزریق دارو بهتر معالجه می شود. در این مورد، تزریق وریدی به تزریق عضلانی ارجحیت دارد. دوز اولیه هالوپریدول از 0.5 تا 2 میلی گرم متغیر است.

پانیک (اختلال وحشتزدگی،حمله و ترس)

اختلال حمله وحشت زدگی(panic attack)

پانیک (اختلال وحشتزدگی،حمله و ترس) نوعی بیماری روانی از گروه اختلالات اضطرابی است که با هجوم ناگهانیِ وحشت به بیمار و ترس شخص از وقوع مجدد آن‌ها مشخص می‌شود. این حملات که معمولاً بیش از چند دقیقه طول نمی‌کشند، با علایمی چون تپش قلب، عرق کردن، احساس تنگی نفس و فشردگی در قفسهٔ سینه، لرزش، احساس ازدست‌دادن تعادل یا گیجی همراه است. این علایم آنقدر گسترده هستند که افراد فکر می‌کنند دچار سکتهٔ قلبی شده‌اند و می‌ترسند که بمیرند. معمولا این اتفاق برای اکثر افراد چند مرتبه در طول زندگیشان رخ می‌دهد ولی دلیلی بر اینکه آن افراد مبتلا به این بیماری هستند نیست. در صورتی که تعداد این مراتب زیاد شد زمانی است که شما باید برای تست ابتلا به این اختلال نزد روانشناس بروید این حملات به صورت بسیار اتفاقی و طوری رخ می‌دهند که عامل تحریک‌کنندهٔ اصلی مشخص نیست. افراد مبتلا به این نوع اضطراب اغلب جوان هستند. مبتلایان به اختلال حمله پانیک(اختلال وحشتزدگی،حمله و ترس) اغلب حمله های وحشت زدگی با زمینه موقعیتی نیز دارند. (یعنی، این حمله ها بیشتر احتمال دارد که با قرار گرفتن در معرض یک عامل راه انداز موقعیتی ظاهر شوند، اما همیشه با آن همراه نیستند). حمله های وحشت زدگی وابسته به موقعیت (یعنی، آنهایی که تقریبا همیشه و بلافاصله با قرار گرفتن در معرض یک عامل راه انداز موقعیتی ظاهر می شوند) می توانند روی دهند اما شیوع کمتری دارند. فراوانی و شدت حمله های وحشت زدگی بسیار متغیر است. برای نمونه، برخی افراد حمله های مکرر متوسطی دارند (برای مثال، یک بار در هفته) که به طور منظم ماهها روی می دهند. سایرین بروز کوتاه مدت حمله های بیشتری را گزارش می کنند (برای مثال، هرروز به مدت یک هفته) که با فواصل چندهفته یا چند ماه بدون رخداد حمله ها یا رخداد کمتر آنها (برای مثال، دوبار در هر ماه) به مدت چند سال از هم جدا می شوند. حمله های با نشانه محدود. یعنی، حمله هایی که با حمله وحشت زدگی «کامل» همانند هستند به استثناء اینکه در آنها ترس یا اضطراب ناگهانی با کمتر از ۴ نشانه از ۱۳ نشانه اضافی همراه است. در مبتلایان به اختلال وحشت زدگی بسیار متداول است. تمیز بین حمله های وحشت زدگی و حمله های با نشانه محدود تا اندازه ای اختیاری است، اما حمله های وحشت زدگی کامل با بیمارگونی بیشتر همراه هستند. اکثر افرادی که حمله های با نشانه محدود دارند در طی سیر این اختلال در زمانی دچار حمله های وحشت زدگی کامل شده اند. افراد مبتلا نگرانیها یا علایم خاصی درباره تلویحات یا پیامدهای ناشی از حمله های وحشت زدگی نشان می دهند. عده ای از این واهمه دارند که این حمله ها دال بر وجود یک بیماری نامعلوم، و تهدیدکننده ( مانند بیماری قلبی، اختلال حمله ای در صرع) باشد.